تبليغاتX
سیروسلوک من - ُشبی که خیلی غمگین بودم ؟؟؟///
سخنان حکیم همراه سلوک فردی من

یادمه که چند وقت پیش خیلی غمگین بودم ...
نمیدونم چه مرگم شده بود ...
اما بطرز وحشتناکی غم داشتم ...
همه جا رو یه سکوت عجیبی گرفته بود ...

یهو چیزی وارد ذهنم شد ... فهمیدم که الان باید صحنه هایی از خلقت رو نشون بدن ...
ساعت 11 شب بود ...
همه چیز مهیا شده بود که بمن نشون بدن
خلقت این انسان عجیب رو که با خلقتش دعوایی در دنیا بپا شده بود ...
اما یهو از اون حالت خارج شدم ... و بلند شدم دو رکعت نماز خوندم ...

فهمیدم که همین دو رکعت نمازی که خوندم از تمام دیدن ها برتر و بهتره ...
فهمیدم که مکاشفات هم بعضی وقتها مانع میشن ...
پدرم در اومد تا خیلی از چیزها رو فهمیدم.
الله تع 19

+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 2:16  توسط نام در گمنامی است