ثابت قدم باش تا نتیجه بگیری . چقدر از این شاخه به اون شاخه میپری .چقدر تلاش کردی (پس نتیجه کو اینو برا تو میگم تا بخودت بیایی) اهل سلوک در هر عمل یکسال تلاش مداوم دارند تا نتیجه مطلوب را در آغوش کشند. اما اگر بعداز یکسال نتیجه نگیرند ادامه میدهند. نتیجهء ثبات قدم برای سالک خیلی دلچسب وزیباست. تا کی میخواهی اینور اونور بپری بابا پیر شدی هنوز بوی خوش یه عنایت هم به دماغت نخورده !!!!تا ثابت نشی خبری از باز شدن درها برویت نیست . (دیگه ذهنم کشش نداره بنویسم ) فعلا" بسه
+
نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 4:7  توسط نام در گمنامی است
من تو سیروسلوکم مدت مدیدی از زندگی رو گذاشتم تا افکار کثیف رو از ذهنم بیرون کنم . مراقبه از افکار شاید سخت ترین قسمت سلوک است .حکیم میفرماید: با ذکر فکر را الهی کن چون بعداز ذکر حتما" فکر الهی ومثبت جاری میشه در شریانهای ذهنت....... حکیم درست میگفت. مدتی با این شیوه مراقبه شدید فکری کردم اما ارضام نکرد تا بلاخره خودم تونستم به یه شیوه دسترسی پیدا کردم میدونید چکار کردم بجای ذکر همش این جمله رو میگفتم تند تند ( خدایا دوست دارم) بعدها دیگه فکرم و ذکرم شده بود خدایا دوست دارم نگاهی به خودم انداختم دیدم دیگه فکر بدی راجع به کسی نمیکنم یا نقشه برا کسی نمیکشم .تو فکرم دیگه حال کسی رو نمیگیرم .تو فکرم بیچاره نمیکنم دیگه کسی رو ..چون مراقبهءمن اثر کرده بود بعد از اون هرکس میومد پیشم احساس امنیت عجیبی میکرد . واحساس آرامش میکردن پیش من مهمترین وسخت ترین مراحل سلوک مراقبه است مراقب باشی گناه نکنی خیلی سخته نه؟؟؟ اما با تمرین اگر ملکه ذهن بشه دیگه بابای شیطان هم بیاد هیچ کاری ازش ساخته نیست..... به امید مراقبه همیشگی ومبارزه تمام عیار با شیطان نفس
الله تع ۱۹
+
نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 3:0  توسط نام در گمنامی است
.....هشمیلا رفت وبعد از مدت اندکی آومد.دست یه دختر بسیار زیبا روگرفته بود.اونو اورد نزدیک وگفت: اینه (......میکشییرا) اگه قبول میکنی باش ازدواج کن . فقط باید برادرشو ازش دورکنی چون نمیذاره با انسان ازدواج کنه از آدمها متنفره الان اگه بفهمه میاد میبرش بجنب تا نیومده؟؟ من موندم که چکار کنم ؟؟ یهو اون دو تا نگران شدند . بله برادرش فهمیده بود داشت میومد ببرش اونم با اخم و تخم مخصوص اجنه که خیلی ترسناکه و تهدید آمیز ؟؟ بلاخره وارد شد و بردش!! دلم براش سوخت با خودم گفتم: الان داره اذیتش میکنه عجب آرزوی بدی کردم ........هشمییلا هم رفت. چند روز گذشت. !!!!!!!!! تو افکارم غوطه ور بودم یه لحظه به خودم اومدم دیدم .... دوتاشون روبروم نشستن وخیلی ناراحتن گفتم: چی شده ناراحتین (........میکشییرا) گفت: شما جریان خودتو میدونی که هر کی اذیتت کنه یا باهات دعوا کنه یا کشته میشه یا درد بی درمون میگیره یا آبروش ریخته میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتم آره میدونم گفت: علتشو میدونی گفتم :نه فقط اینو میدونم اگه کسی اذییتم کنه بطرز عجیبی ضربه میخوره؟؟؟ گفت : بعد از اینکه برادرم منو از پیشت برد یکی از بزرگان اجنه که همهء ما بهش احترام میذاریم دنبالم فرستاد . وقتی منو بردن پیشش. با خوشرویی بهم گفت: دیگه حتی نزدیک اون انسان نشو . چندین ساله که دختر من عاشق اونه هرکسی از جن و انس نزدیکش بشه دختر من ازش نگهبانی میکنه هر چند مهربونه اما راجب این شخص گذشتی در کارش نیست. من گفتم چشم بعد از اون دخترش اومد . بهم گفت: تا حالا به اون انسان چیزی گفته نشده خودش نمیدونه چون من وقتی میرم که ببینمش اون نمیتونه منو ببینه من هرروز پیششم هرکسی از اجنه یا انسان بیان پیشش من اونا رو میبینم دیگه نزدیکشم نشین ( بعد توضیح داد : که خدا در بدن این شخص موهبتی قرار داده که توصیف ناپذیره بخاطره اینه که هرکی اذیتش کنه بیچاره میشه دیگه نزدیکش نشین) ........میکشییرا ادامه داد: این حرفها رو خودش گفت بهت بگم منم گفتم حالا اگه کاری نداری ما بریم .!!! اونها رفتن منم تو بهت وحیرت موندم که این چی گفت: شک کردم یه دفعه خاطراته گذشته اومد تو ذهنم ( فلانی باهات دعوا کرد بعدش با موتور تصادف کردومرد !!!!!فلانی که اینطور شد وفلانی ......) تمام کسانی که اذییتم کرده بودن بنحوی عجیب تنبیه شدند همه رو یادم انداختن ............. راسته حتی تو سیرو سلوکم بسمت خدا هم یکی از کسانی که با خودم سیروسلوک میکرد دلمو شکست نیم ساعت بعد از روی پشت بام بطرز عجیبی به پایین پرت شد پاش طوری شکست که شش ماه تو خونه بود میدوند چرا چون بمن گفت: تو باید دست منو ببوسی جلو همه !!!منم گفتم : باشه میبو سم و دستشو بوسیدم اما دلم واقعا" شکست بجاش پای اونو شکستن !!!!!!!!!!!!!! خودم میدونستم اما نمیدنستم هرچه ما داریم در ندانسته هامان است و هرچه که نداریم در دانسته هامان اگه دوست داشتین بازم میگم براتون !!!!حیف که خیلی خسته میشم کارم زیاده ؟؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در سه شنبه 27 آذر1386ساعت 8:22  توسط نام در گمنامی است
یکی از دوستانم یه زن جن داشت بنام .......هشمییلا با دوستم ......هشمییلا صحبت میکردیم.. که یه دفعه زد به سرم وبا خودم گفتم: ما هم یه زن جن بگیریم ..سنگ مفت کنجشکم مفت. ....هشمییلا خیلی قشنگه تا حالا ۱۵ بار ازدواج کرده بهش گفتم گفت: یه فامیل داریم از منم قشنگتره اسمش ......میکشیرا است ولی برادری داره خیلی سر سخته باید با اون صحبت کنم بعد خبرت کنم گفتم : باشه ............. بله این استارتی بود تا دخترهای ترشیده اجنه بریزن سر من که از این ببعد جریانهایی که با اجنه داشتمو بنویسم براتون ...... چیزهایی که برا شما آدمهایی عادی باورش خیلی سخته ....................... حیف حوصله تایپ ندارم وگرنه خیلی مطلب های جالب دارم .اما کسی هم کمکم نمیده .................. بقیش بمونه تا بعد
الله تع۱۹
+
نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت 6:16  توسط نام در گمنامی است
مطالبی در امور مکاشفه نوشته بودم که بزنم تو وبلاگ بطرز عجیبی پاک شد حتما" حکمتی درش بوده اما از مکاشفه حتما" میگم چون برا خیلی ها دردسر شده
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 2:40  توسط نام در گمنامی است
فقط خدا بهتون رحم کنه و بس؟؟؟؟ شیعه وسنی برحق بودن بنظر شما درست !! کاتولیک و پروتستان کردن بنظر شما درسته !!! درویش و عارف چی!!! به کجا داری میری !!!! سلام به کسانی که غیر خدا رو دارن میپرستن اما خبر ندارن؟؟؟ سلام به شما مذهب پرست!!!! تویی که با تعصب کورکورانه شرک خفی داری بدا به حالت
جملهء ادیان زیک دین بیش نیست
جز الوهیت رهی در پیش نیست
از خدا روشنفکری بخواهید بجای بحث که این برحقه یا اون شما که از چیزی خبر نداری چطور میخوای حقانیتشو ثابت کنی !!!! ثبات و اثبات حقانیت با خداست عزیزم خودتو تو مغلطه ننداز !!!!!! اینو میدونم که هر کس بخدا دعوت کرد درسته . اگر به خودش دعوت کرد غلطه آ خه دنبال این هستی که حقانیت شیعه رو ثابت کنی که چی بشه؟؟؟ یکی از رذاءل اخلاقی ما شیعیان همین تعصب وتحجر خیلی زشته که چهرهءزشتی به خودش گرفته !!! وای بحالتون اگه اصلاح نکنید : فردای قیامت بدرقم خجل میشین اونجا دیگه حتی پیامبرامونم هم شفاعت نمیکنند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امااااااااا :
اما
اما :
اما : همهء ادیان بهانه اند . پیامبرها بهانه اند . کتابهای الهی بهانه اند . آیات ونشانه ها همه بهانه اند برای رساندن و نشان دادن راه به انسانها برای رسیدن بخدا است ( در وسیله بحث زشته ؟؟؟ نارواست ؟؟؟ خجالت آوره ؟؟؟ از توجیه های شیطانی خودتون که امیخته به منیت است شرمتون بیاد ؟؟؟ ) وسیله ها مشخص راه مشخص هدف مشخص دیگه بحث برا چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کعبه سنگ نشانیست که ره گم نشود
حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست
الله تع ۱۹
+
نوشته شده در یکشنبه 18 آذر1386ساعت 8:56  توسط نام در گمنامی است
راجب غم نظرت چیه ؟؟؟ نظر شخصی خودتو یه بار تو ذهن خودت مرور کن!!! چی شد بد یا خوبه ؟؟؟؟؟؟
میگویند: دو شخص عارف همسایه هم بودند. یکی از آنها همیشه شاد بودودیگری همیشه غمگین بود . روزی عارف شاد به درب منزل عارف غمگین میرود . از او میخواهد که غم و شادی را با همدیگر عوض کنند. عارف غمناک گفت: برو با همون شادیت سر کن من غم رو با هیچی تو این دنیا عوض نمیکنم !! مرد شاد اصرار کرد تا اینکه مرد غمناک قبول کرد اما گفت :به شرطی که دو روز بعد غم مرا پس دهی !!! مرد شاد قبول کرد !!!!!!!!! مرد شاد شادی خود را به مرد غمگین دادو مرد غمگین غم خود را به مرد شاد داد.!! دو روز گذشت .خبری از مرد شاد که غم را برده بود نشد. مرد غمناک برای پس گرفتن غم خود راهی خانه مرد شاد شد تا غمش را پس گیرد. درب خانه مرد را زد مرد بیرون آمد. مرد گفت:برای باز پس گرفتن غم آمده ام غمم را بده !!!!!! مرد شاد که حالا تبدیل شده بود به مرد غمگین گفت: یادته چی راجب غم به من گفتی؟؟؟ گفتی من غمم رو با تمام دنیا عوض نمیکنم!!! من تازه فهمیدم تو چی میگفتی الان میفهمم غم چیه حالا دیگه حاضر نیستم غم رو بهت پس بدم!! برو و بگذار از این حالت خوش نهایت لذتم را ببرم!!!!!!! از غم به حالی رسیدم که راضی به از دست دادن لحظه ایی از آن را نیستم !!!!!!!
غمی که ما میگیم اونی نیست که افسردگی میاره !! اونی نیست که بیماری اعصاب میاره اون نیست که اخم بیاره اون نیست که گوشه نشینی بیاره !!!!! پس او ن غم چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شاعر میفرماید:
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم
گربدانم که وصال توبدین دست دهد
دین ودل را همه دربازم و توفیر کنم
الله تع۱۹
+
نوشته شده در جمعه 16 آذر1386ساعت 15:28  توسط نام در گمنامی است
مردی غلامی دانا خرید امانمیدانست که غلام خیلی داناست.مرد تنبل وتن پرور بود وهمیشه از خداوند گله و شکوه داشت. روزی مرد وغلام تنها نشسته بودند.مرد به غلام گفت:ای غلام برایم آب بیاور!!!!! غلام پاسخ داد:اگر تشنه ایی تا برایت آب بیاورم ؟؟؟؟؟لحظه ایی گذشت خبری از آب نشد. دوباره مرد گفت: ای غلام برایم آب بیاور !!!! غلام بازم پاسخ داد:اگر تشنه ایی برایت آب بیاورم ؟؟ اما بازم خبری از آب نشد .مرد ناچار گردید خودبرخاست تا بسمت چشمه برود وآب بخورد !!!!!!!!!!! غلام به او گفت: رحمت خدا مثل همین آب است باید واقعا" تشنه بشوی تا بسوی رحمتش بروی !!!!!!!
اینم از رحمت خداکه هر چه عطشت
بیشتر باشه حرکتت پرشتابتره و زودتر
کامیاب میشی
الله تع ۱۹
+
نوشته شده در جمعه 16 آذر1386ساعت 4:5  توسط نام در گمنامی است
از اینکه به وبلاگه بیمقدار ما سر میزنید ممنونیم مقدم همتون گلباران اونم از گلهای بهشتی باد. عزیزان بازدید کننده واقعا" ممنون میشم نظر ندید. فقط بخونید وبرا خودتون نتیجه بگیرید. خواهشمندم نه ایمیل کنید.نه نظر بدید. این نوشته ها مال یه عمر سوختن منه دیگه نمیخوام با کسی آشنا بشم . فقط از خدا میخوام این نوشته ها وتجربیات من در سیروسلوکم مبادا برا کسی تولید شک کنه یا کسی رو گمراه کنه که پناه میبرم بخدا از این دو مورد. از همتون ممنونم در پناه خداوند باشید.
بیند این نوشته ها وعبرت گیرد
هرکه را دیدهء حقیقت بین است
الله تع۱۹
+
نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 14:15  توسط نام در گمنامی است
سکوت همش حکمته و حکمت همش سکوته اما چرا سکوت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در سلوک و سیرالی الله مساءلی رو نشون میدن که سالک ناگزیر از سکوته چون اگر بگه مردم میگن دیوانه است اگر سکوت نکرد باید خودشو دیوانه جلوه بده که اینو خدا نمی پسنده خوده شخص خواسته .تدبیر در سکوته و تقدیرم در سکوته سکوت حکمت محضه ..... پس در تجربهء سکوت وخاموشی اگر پیروز و سربلند بیرون آمدید .بدانید که رگه های حکمت خدا در شما جاری شده . میتونید احساسش کنید و لذت ببرید.
در سکوتم خم ابروی تو در یاد آمد.
حالتی رفت که فرهاد بفریاد آمد.
الله تع۱۹
+
نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 13:21  توسط نام در گمنامی است
حکیم میفرماید:سالک باید جاری شود مانند رحمت خدا که جاریست .رحمت خدا مانند رودخانه جاری است اگر یک ظرف از این رودخانه برداری جایش فی الفورپر میشود پس جاری باش چونان رحمت خدا شوی .آبی که بماند گند میزند تبدیل میشود به لجن که همان نهایت خباثت وپستی است (مثل کافران و مشرک وگناه کاران که به نهایت پستی میرسند) اما بالعکس سکون که اون نتیجهء بد رو داره جاری شدن است . یه جویبار رو در نظربگیر میریزه تو رود خونه . رودخونه میریزه به دریا ودریا متصل به اقیانوس بیکران است.رسیدن به اقیانوس عین کمال است. سالکی بیشترموفق است که هرچه میتواند بیشتر از توان انسانی جاری باشد. اما جاری شدن یعنی چه ؟؟ اینو بایدسالک بینوا خودش پیدا کنه؟؟؟!!!! یه راهنماییم من میکنم با شعر زیر:
آینه گر نقش تو بنمود راست
خودشکن آیینه شکستن خطاست
الله تع۱۹
+
نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386ساعت 22:15  توسط نام در گمنامی است
|
دختر حکیم عاشق سلطان وقت شد .هرچه حکیم به او گفت:برحذرباش قبول نکرد. دختر عاشق اسم سلطان را بروی تمام دیوارها درهای خانه وحتی سقف خانه نوشته بود. ومی نشست به اسماء سلطان نگاه میکردو زیر لبها از سلطان تعریف وتمجید میکرد طوری شد که از دختر پوستی ماندو استخوانی!!!!!!!!!!!!!
روزی دختر از خانه بیرون رفت.حکیم نامهاونقشهای سلطان را کامل پاک نمود.به جای آنها اسماء جلاله خداوند متعال را نوشت.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دختر چون به خانه برگشت: دیدنامهای سلطان پاک ومحو گردیده.وبه جای آنها اسماء خداوند متعال نوشته شده !!!!! از پدر سوال کرد: چرا روی دیواربه جای سلطان نام یزدان نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟ حکیم پاسخ داد:تو بر دیوارنام سلطان خودنوشتی من هم نام سلطان خودرا نوشتم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گفتم که روی خوبت از ما چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
الله تع۱۹
+
نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386ساعت 13:7  توسط نام در گمنامی است
اول سیروسلوکم از خدا خیلی چیزا میخواستم . مثلا خواستم علق دنیا از تو دلم بره بیرون بعد از یک مدت دیدم علقی به چیزی ندارم یه دفعه وحشت زده شدم. خدا بهم داد. این دادن دردسر عجیبی شد برای من همه چیزامو مبخشیدم وسایلم خراب میشد برام مهم نبود خلاصه تا اینکه منو متهم به بی عرضگی کردند. این یک نمونه از درخواستهای من از خدا بود القصه هر چی ما ازش خواستیم داد . ولی همشون دردسر شدن برام علومی بهم دادن که اگه مطرح بشه آدم شاخ در میاره خدا هر چی بخوای میده یادمه ازش خواسته بودم که بفهم ام دعا یا حاجت کی براورده میشه .؟/؟؟؟ شاید باورتون نشه ۱۰ دقیقه بعدش بهم داد خودم تعجب کردم گفتم خدایا مگه من برات چکار کردم که هرچی بگم میدی بهم ....هر کی میومد پیشم بدون مقدمه بهش میگفتم حاجتت براوده میشه یا نه همین دردسری شد برام که گفتم خدایا الان فهمیدم که من عقلم ناقصه خدایا عقل کل تویی هرچی تصمیم گرفتی برام تسلیم هستم حکیم اینو گفته بود بهم که خط آغاز خط پایان است وخط پایان خط آغاز است
من از آن روز که در بند توام آزادم
الله تع۱۹
+
نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386ساعت 0:15  توسط نام در گمنامی است
بفرموده حکمتها وخواص زیرجزیی از کل حکمتهایی است که بفرد وضودار نازل میشود:
۱:هیچ کس زمان مرگ رانمیداند اگر بمیرد با جسم پاک وطاهر مرده واینگونه زیبا به ملاقات پروردگارش میرود.
۲:کسی که همیشه وضوداشته باشد کمتر از دیگران بیمار میشودو بیشتر ازدیگران عمرمیکند.
۳:معامله باوضودار برکت وارد مال میکند(به تعبیری دستش خیر داره).
۴:همیشه با وضو بودن مورد توجه خاصه خداوند بودن است.
۵:وضوبزرگترین مانع از گناه است.
۶:وضونوری مخصوص ازانوارخداوندتبارک وتعالی است.که آدمی تاوضودارددرآن غوطه وراست .
۷:امکان عوض شدن سرنوشتها وبلاها وبعضی وقتها بخشیده شدن بعضی از گناهان فرد .
چون حکمتهای وضو زیاد است بهمین اکتفا میکنم!!!!!!!
شبی یکی از شاگردان جنیدبرای نماز شب بیدار شد. وضو گرفت بسمت اتاقش برگشت.یک دفعه نوری عظیم دید که جلوش میرود. بسجده افتادوگفت:الله ربی الله ربی الله ربی !!!!!!!!!!!!!! جنید او را از زمین بلندکردوگفت: اشتباه نکن این نور وضوی خودت بود شاگرد حمد خدا را بجا آورد
نور تو شد رهبرو ره یافتم
الله تع۱۹
+
نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 20:41  توسط نام در گمنامی است
روایت است ازحضرت مولا علی امیر مومنان صلوه الله وسلامه علیه وعلی اولاده الطاهرین :ایمان بخدای تبارک وتعالی برای انسان مانند درختی است که ریشه اش درزمین محکم وسفت است.
بن وریشه اش (یقین ) است
شاخه وساقه وبرگش(زهدوتقوی) است
شکوفه اش (حجب وحیا ) است
میوه اش (گذشت وجوانمردی )است
الله تع۱۹
+
نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 18:38  توسط نام در گمنامی است
بفرموده حکیم:قبرگاوصندوق عمل است.بدین صورت که انسان هرچه ازطلاوپول جمع نموده در گاوصندوق نهاده وپنهان میکندتاموقع مقرر از آنها برداشت کند.برای اعمال وکردار ما نیز گاوصندوقی است.که هرچه کنیم در آن گاوصندوق بریزند وآنرا پنهان کنند (که آن قبروگور انسان است) تاروز مقررکه قیامت است که درب گاوصندوق را بگشایند واندوختهء وی رانگاه کنند .
شرم میبارد از این اعمال ما
لعنت الله علیهم در کمین
الله تع ۱۹
+
نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 17:59  توسط نام در گمنامی است
|
حکیم فرماید:کسی راهنمایی بدردش میخورد که در راه بود نه در چاه .چون کسی که در چاه است اول باید بیرون آورد وسپس راه را نشان او دادوگرنه در چاه که نمیتواند به چپ وراست رود!!!!!!!!!!!
اماهدایت مطلقه دست پروردگاراست.خداوند هدایت ها را به انواع مختلف که از شمارخارج است بربندگان خودنازل میکند.بقیه مخلوقات درهدایت خداوند فقط وسیله هستندکه هدایت را زیباتر کنند.
شاعر میفرماید:
کعبه سنگ نشانیست که ره گم نشود
حاجی احرام دگربندببین یار کجاست
الله تع ۱۹
+
نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 14:3  توسط نام در گمنامی است
|
بارالها عنایتی فرما تابا همه وجودم از غیر تو گسسته و به تو بپیوندم. چشم دل مارا با روشنایی دیدارت منور فرما آنچنانکه چشم دلهای ما حجابهای نور را دریده و به معدن عظمتت متصل شود و جان مابه عزت قدست وابسته گردد . بارالها مرااز کسانی قرار ده که ندایش دادی پس او ندای تورا اجابت کرد . و گوشه چشمی به او فکندی پس او بخاطر تجلی جلالت از خود بی خود گشت, پس با اوبه پنهانی سخن گفتی و او آشکارا برای تو عمل کرد .
الله تع ۱۹
+
نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 2:51  توسط نام در گمنامی است
|
گویند روزی شیخ بهایی نزد پیرپالاندوز رفت.پیریکتاپرستی که درفقربسرمیبرد.وقتی نزدپیر رسیدمشاهده نمود که پیر مشغول خوردن مشتی نان خشک است وشکر خدا میکند.شیخ بها که علم کیمیا داشت بقصدمهربانی به پیر مشت نان خشک را در دست او تبدیل به طلاکرد.پیرچون مشته نان را طلا دید خیلی ناراحت گردیدوگفت:یا شیخ اگر میشودرعایت حال ما بنماوطلا را تبدیل به همان نان خشک کن که ما به فقر محتاج تریم تا به فخر!!!!!!!! شیخ تعجب نمودوگفت:ای پیرمن نمیتوانم !!!من فقط میتوانم تبدیل به طلا کنم به حالت اول برگرداندن را نمیدانم !!! پیر یکتاپرست گفت:ای شیخ به مشت من نگاه کن ! وپیرنگاهی به مشته انداخت طلا تبدیل به نان خشک گردید............ شیخ با تعجب گفت: این چه علمی بود؟؟؟؟؟؟؟؟ پیر پاسخ داد:علم دراین جا بی اثراست این کار نظر است!!! اگر می توانی نظر خودراکیمیا کن تا نور بصر گیری ورنه کیمیا را به نظر بها نبود""""""
آشنایان ره عشق در این بحر عمیق
غرق گشتند و نگشتند به آب آلوده
الله تع ۱۹
+
نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 2:24  توسط نام در گمنامی است
|
بهترین سیروسلوک ! سیرو سلوکی است که همراه حکمت و کسب تجربه باشد برای رسیدن بخدا باید به جلا وصفای باطن با <تجربه> رسید . بهترین افراد در سیروسلوک کسانی بودند که آزارشان به احدی نرسید ............
همانطور که شاعر میفرماید:
خدارابر آن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است
الله تع ۱۹
+
نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 1:10  توسط نام در گمنامی است
|